تبلیغات
شکنجه گران ساواک - ثابتی یا عطارپور طراح قتل گروه نه نفره در تپه‌های اوین

امروز:

ثابتی یا عطارپور طراح قتل گروه نه نفره در تپه‌های اوین

ثابتی یا عطارپور طراح قتل گروه نه نفره در تپه‌های اوین[1] :

بزودی فیلم اعترافات تهرانی را می بینید ...

اعترافات بهمن نادری‌پور معروف به تهرانی شكنجه‌گر كمیته مشترك ضد خرابكاری ساواك:

روز هفتم فروردین 54 محمد حسن ناصری معروف به عضدی مرا به اطاق خود خواست و گفت قرار است عملیاتی انجام شود كه آقای ثابتی گفته شما هم باید در عملیات باشید. پرسیدم چیست گفت فضولی نكنید، من به اطاق خود رفتم و موضوع را فراموش كردم.

در روز پنجشنبه 29 فروردین رضا عطارپور تلفنی به من اطلاع داد كه كاظم ذوالانوار را به بازداشتگاه اوین منتقل نمایم، در آن موقع سرهنگ وزیری رئیس زندان اوین بود و تأكید كرد كه این كار باید فوری انجام شود و قرار گذاشت كه ناهار را در رستوران هتل امریكا واقع در خیابان تخت جمشید حاضر شوم. كاظم ذوالانوار به بازداشتگاه با یك نامه فرستاده شد، ساعت 5/2 به رستوران رسیدم. رضا عطارپور، محمد حسن ناصری، پرویز بهمن‌فرنژاد معروف به دكتر جوان، سعدی جلیل اصفهانی معروف به بابك‌،[2] ناصر نوذری معروف به رسولی و محمدعلی شعبانی معروف به حسینی هم تقریباً همزمان با من آمده بودند. تركیب افراد برای صرف غذا با هم جور در‌نمی‌آمد. مشغول كوفت كردن ناهار بودیم كه عطارپور گفت آن عملیاتی را كه قرار بود، الآن موقع آن است و جزئیات كار را ثابتی بررسی كرده و تصویب شده و سرهنگ وزیری در جریان قرار گرفته و باید همانطور كه آنها در دادگاههای انقلابی خود وقت و بی وقت تصمیم به ترور می‌گیرند ما هم چند نفر از اعضای این سازمانها را بكشیم و من، ماتم برده بود. عطار پور ادامه داد كه حسینی و رسولی زندانیان را از زندان اوین تحویل می‌گیرند و ما در قهوه‌خانه اكبر اوینی در نزدیكی بازداشتگاه اوین منتظر می‌شویم و با سرهنگ وزیری به محل می‌رویم.

رسولی و حسینی زودتر حركت كردند و بعد از نیم‌ساعت به سوی قهوه‌خانه راه افتادیم و به قهوه‌خانه رسیدیم. رسولی و حسینی زندانیان را تحویل گرفته و سرهنگ وزیری در حالیكه لباس نظامی به تن داشت خود را آماده كارزار با عده‌ای كرده بود كه هم دستشان بسته بود و هم چشمشان.

با راهنمایی او و به دنبال مینی‌بوس حامل زندانیان به بالای ارتفاعات بازداشتگاه اوین رفتیم و سرهنگ وزیری با بی‌سیم گفت هیچ كس اجازه ندارد تا دستور ندادم بالا بیاید. زندانیان را پیاده كرده به ردیف روی زمین نشاندند در حالی كه دستها و چشمانشان بسته بود، سپس رضا عطارپور فاتحانه پا پیش گذاشته و گفت همان طور كه شما و رفقای شما در دادگاههای انقلابی خود رهبران و همكاران ما را محكوم كرده و حكم را اجرا می‌كنید ما هم شما را محكوم كرده و می‌خواهیم حكم را اجراء كنیم. بیژن جزنی و چند نفر دیگر به این عمل اعتراض كردند.

اولین كسی كه رگبار مسلسل را به سوی آنها بست سرهنگ وزیری بود و از آنجایی كه گفتند همه باید شلیك كنند همه شلیك كردند، من نفر چهارم یا پنجم بودم كه شلیك كردم.[1]

دادگاه چندبار دچار تشنج شدید شد كه با اخطار رئیس دادگاه، حضار به سكوت دعوت شدند. تهرانی گفت شهدا دستهایشان و چشمانشان بسته شده بود و روی زمین نشسته بودند. اگر شما به ما و سایرین فرصت می‌دهید، آنها هیچ فرصتی به آنها ندادند، هیچ فرصت. و همینطور رگبار بستند و بعد سعدی جلیل اصفهانی بالای سر همه رفت و تیر خلاص را شلیك كرد و او یكی از كسانی بود كه متخصص منفجر نمودن بمب در دنیا بود. متهم در میان صحبت به پرسش‌های رئیس دادگاه پاسخ می‌داد و تهرانی در قسمتی از صحبتش گفت؛ این دادگاه نمی‌تواند بیشتر از آنچه كه خودم حس می‌كنم مرا زجر بدهد، امكان ندارد.

رئیس دادگاه پرسید شما در شلیك تیر خلاص شركت نكردید ؟

تهرانی پاسخ داد نمی‌دانم، متهم اسامی گروه 9 نفری را به این شرح بیان كرد:

بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، مصطفی ]جوان[ خوشدل، كاظم ذوالانوار، عزیز سرمدی، چوپان زاده، مشعوف كلانتری، جلیل افشار و عباس سوركی.



  اجساد آنها را داخل مینی‌بوس گذاشته و به بیمارستان 501 ارتش تحویل دادیم. ضمناً چشم‌بند و پابندها بوسیله من و رسولی انجام شده بود. ]لباس‌های خون‌آلود و چشم‌‌بندهای مقتولین به دستور عطارپور، توسط من و رسولی سوزانده شد تا مدركی باقی نماند[[1] من تا دو ساعت قبل از انجام طرح اطلاعی از آن نداشتم، من تا آن زمان با مسلسل تیراندازی نكرده بودم و نمی‌دانم كه گلوله‌های من به شهدا اصابت كرده است یاخیر. ساواك چرا چنین عملیات انجام می‌داد؟ آیا برای نابودی 9 نفر انسان، انسان چشم‌ و دست‌بسته. آیا لازم بود 8 نفر، مأمور انجام این كار بشوند. طراح این نقشه كی بود و چه كسی این 9 نفر را انتخاب كرده بود، چرا پای من را به این ماجرا كشیده بودند، بعضی از این سئوالات جواب ندارد و برخی دیگر را خود شما جواب بدهید.

این طرح به‌طور مسلم به دستور شاه سابق انجام می‌شد و طراح آن عطارپور یا ثابتی و احتمالاً ناصری و غیره بودند. هدف از این كار اصولاً گرفتن اطلاعات و یا رعایت پاره‌ای از مسائل نبود كه مثلاً كسی متوجه اعمال آنها نشود. چون انتقال زندانی سیاسی تابع شرایطی بود كه حتی اگر اتومبیل حامل زندانیان واژگون شد و همه مأموران و محافظین و راننده اتوبوس بمیرد، زندانی به علت بسته بودن دستش نمی‌تواند فرار كند و كسی كه در حال فرار است گلوله نباید سینه فراخ و مردانه‌اش را سوراخ كند.

مثلاً زندانی‌ای چون شهید كاظم ذوالانوار كه قصد فرار دارد و به محض انتقال از زندان كمیته به بازداشتگاه اوین كه معمولاً آن را چند روز در قرنطینه یعنی سلول انفرادی نگهداری می‌كنند كه نمی‌تواند با سایرین تماس بگیرد و یا طرح فرار درست كند و دلایل زیاد دیگری كه همه حاكی از ارتكاب جنایت داشت. بعد از فوت سرتیپ وزیری گل از گل چند نفر از جنایتكاران شكفت و گفتند كه جنایت بی‌شرمانه شهادت 9 نفر از مبارزان و مجاهدان توسط وزیری انجام گرفت و چون مدارك مربوط به آن را قبلاً از بین برده بودند، بنابراین باید خیال همه راحت شده باشد. در روز 19 بهمن 57 بر اثر صحبت‌هایی كه من در چند جا كرده بودم، دكتر جوان و سعدی جلیل اصفهانی هركدام به تنهایی با من مذاكره و تأكید داشتند كه مبادا صحبت كنم، اما من به خاطر اینكه عذاب وجدان راحتم نگذاشته بود و گم شدن تمام مدارك و جنایات وجدان مرا راحت نكرده بود، بلكه با شنیدن صدای الله‌اكبر در جریان جنبش اسلامی، سیاهی‌ها به تدریج از جلوی چشمانم كنار رفته و یا نور ایمان به قلبم تافته بود، چطور می‌توانستم به فكر خودم باشم. زندگی ننگین یك‌ثانیه‌اش هم زیاد بود و زندگی صادقانه و شرافتمندانه اگر انسان عمر نوح پیغمبر را داشته باشد كم است. به همان علت من به افشاگری پرداختم و در این جریان به تنها چیزی كه فكر نمی‌كنم خودم هستم.

 


نوشته شده در : یکشنبه 21 خرداد 1391  توسط : امید مشتاق.    نظرات() .

Why do they call it the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:32 ق.ظ
Outstanding story there. What happened after? Good luck!
burlyhusk5686.unblog.fr
یکشنبه 8 مرداد 1396 02:35 ق.ظ
Hi my friend! I want to say that this article is amazing, great written and
include almost all important infos. I'd like to peer more posts like this .
claribelluttmer.jimdo.com
پنجشنبه 29 تیر 1396 04:36 ب.ظ
Awesome! Its actually remarkable article, I have got
much clear idea regarding from this article.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:09 ب.ظ
Hello I am so delighted I found your web site, I really
found you by error, while I was browsing on Google for something else, Nonetheless I am here now and
would just like to say thank you for a incredible post and
a all round enjoyable blog (I also love the theme/design), I don't have time to go
through it all at the moment but I have saved it and also added your RSS feeds, so
when I have time I will be back to read a lot
more, Please do keep up the excellent work.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:28 ب.ظ
The other day, while I was at work, my sister stole my
iPad and tested to see if it can survive a twenty five foot drop, just so she can be a youtube sensation. My
iPad is now destroyed and she has 83 views. I know this is entirely off topic but I had to share it
with someone!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:43 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and wanted to say that I've truly enjoyed browsing your
blog posts. In any case I will be subscribing to your rss feed and I hope you write again soon!
yas14
دوشنبه 14 بهمن 1392 06:34 ب.ظ
بد است بدم آمد
yas14
دوشنبه 14 بهمن 1392 06:33 ب.ظ
خیلی خوب است
yas14
دوشنبه 14 بهمن 1392 06:32 ب.ظ
خیلی خوب است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر